تیر ۰۵, ۱۳۹۸

ایمیل: info@SaharArjmand.com
sale no mobarak
 

چگونه بهترین باشیم?

چگونه بهترین معلم باشیم?
شما بهترین مخلوق خدا هستید و بهترین بودن در ذات شما است و وظیفه شما این است که بهترین باشید.
شاید باید از خودمان بپرسیم چگونه بهترین باشیم.چه مدرس و چه شغل دیگری.

چرا بهترین بودن اینقدر مهم است؟
مردم در بسیاری از مواقع وقت زیاد ندارند،نمی خواهند ریسک کنند و تمایل به آزمون خطاب ندارند و یا فرصت آن را ندارند پس بر ای انتخاب های خود خیلی سریع به دنبال بهترین ها میروند. و چون در این قسم تعداد بهترین ها معمولا محدود است و فراوانی آنها کم است باعث می شود این بهترین ها سهم عمده بازار را به خود اختصاص بدهند و همیشه بیشترین ها برای اقلیت مردم است. پس این یک دلیل  محکم که اگر می خواهید موفق شوید باید جز بهترین ها شوید. فقط بهترین حتی معمولی هم نباشید. زیرا آدم های معمولی خیلی زیاد هستن و آنها در اکثریت قرار دارند پس کسی سراغ آنها نمی رود .معمولی بودن آخرین گزینه و انتخاب است و با شکست خوردن فرق زیادی ندارد فقط ته سوی امیدی به ما میدهد که هنوز هستیم ،زنده ایم و در کار خود در حال نفس کشیدن هستیم.اما خود را فریب ندهیم معمولی بودن مانند این است که شما آنقدر غذا بخورید که فقط زنده بمانید و نمیرید. پس اگر کسب و کاری دارید که در این حد است آن را ول کنید.
حالا چگونه بهترین باشیم؟
باید بدانیم چه موقع یک کار را ول کنیم و چه موقع به یک کار بچسبیم.این یعنی موفقیت.ول کردن در بیشتر مواقع به معنی عوض کردن هدف نیست .اگر فکر می کنید که هدفی که دارید درست است پس به آن ادامه میدهید اما ول کردن یعنی اینکه تاکتیک های خود را عوض کنید.به آنها تعصب نداشته باشید و خود را مقید نکنید که تا آخر باید فقط آنها را انجام دهید .بلکه جرات و جسارت برای رها کردن آنها داشته باشید ،عقب بکشید .


کار را ول کنید اگر
۱.انتهای آن بن بست است
۲.اگر انتهای آن پرتگاه است.
۳.اگر رو ی پروژه ای کار میکنید که پاداش تکمیل پروژه در پایان ارزش تلاش را ندارد.
ول کردن یک اقدام هوشمندانه است. ول کردن منتطر ماندن نیست ،کنار آمدن و تحمل کردن نیست ، تحقیر نیست . اما گاهی مردم به دلایل دیگری کار خود را ول می کنند .آنها در حال رژیم گرفتن ،یادگیری یک ساز ،یک ورزش ، شروع یک تجارت کوچک و یا در حال فروشندگی هستند اما در وسط مسیر یا همان ابتدا کار،آن را ول می کنند.


کار را بچسبید اگر
۱.اگر شما تاثیر گدار هستید
۲.اگر دیگران آن را بهم دیگر معرفی می کنند
۳.اگر پاداش خوبی در انتها آن کار دیده می شود گر شما نمی بینید اما تحقیق کرده اید و دیگران بوده اند که که به آن رسیده اند .پس وجود دارد .
۴.اگر شرایطی در کار شما بوده که شما موفق شده اید پس باز هم امکانش هست.
۵.اگر کسب کاری دارید برای خودش مشتریانی دارد .و این مشتریان شما را به دیگران معرفی می کنند.


دلایل احمقانه برای ول کردن کار
وقتی کار جدیدی را شروع می کنید در ابتدا خیلی برای شما جذاب است و شما خیلی شور و اشتیاق دارید و انرزی دارید و معمولا سرعت یادگیری و یا حتی باز خورد های مثبت طوری است که به شما انگیزه و حس خوب می دهد اما بعد از  مدتی سرعت و پیشرفت کم می شود و شما انرژی ، انگیزه و منابع خود را مانند(پول ،زمان )از دست می دهید و به شما آن چنان فشاری می آید که تصمیم می گیرد آن را رها کنید.این جا بزرگترین و سخت ترین قسمت یک کار است. آیا این دلایل واقع گرایانه هستند و یا احمقانه .از کجا می توانیم متوجه بشویم!!!!
شیب.
کارشناسان می گویند این یک شیب است که ما در آن قرار گرفته ایم. شیب یعنی فاصله بین شروع کار و موفقیت .شیب یعنی همه حفاظ ها و موانعی که باعث می شوند شما از آن مسیر خارج شوید و آن را ول کنید .در حالی که کسانی که موفق شده اند از آن عبور کنند شگفتی آفریده اند و جز بهترین ها شده اند.شیب یعنی یک فرصت برای خلق یک چیز فوق العاده.چون مردم وقتی به شیب میرسند آن را ول می کنند چون گذر کردن از شیب برایتان سخت است و ترجیح می دهند که معمولی باشند چون احساس امنیت می کنند و لازم نیست خود را تعییر بدهند چون تغییر زحمت می خواهد.پس شما سعی کنید از این شیب رد شوید.
آیا فقط رد شدن از شیب کافی است ?
.قبل از این که هر کاری را شروع کنید اول خوب در مورد آن فکر کنید .از خودتان بپرسید.آیا منابع کافی ،اطلاعات ،زمان و یا حتی پول دارید و اگر ندارید آیا می توانید از لغت خود را آماده کنید.و آیا آن را ادامه می دهید آیا به آن علاقه دارید و فکر کردن به هدف به شما شور و اشتیاق و کافی میدهند تا نا امید نشوید.ایا باعث می شود که روز خود را با اشتیاق انجام آن کار شروع کنید و به اتمام برسانید .و حاضر هستید الان چه کار هایی انجام دهید . .به تمام این ها فکر کنید بعد از این همه هدف و راه را مشخص کردید حالا باید بروید و شیب هایی که در آن مسیر قرار دارد را شناسایی کنید .از خود تان بپرسید اگر چه اتفاقی بی افتد شما وسط راه کار را ول می کنید آن قسمت ها را شناسایی کنید و پیدا کنید .حالا خود را برای آن آماده کنید .کار را شروع کنید و هنگامی که به شیب رسیدید سعی کنید خود را در آن طرف شیب تصور کنید تا انگیزه بگیرید و از تلاش های خود باز خورد بگیرید.تا نتایج گاهی مثبت به شما انگیزه بدهد .روی اهداف کوتاه مدت تمرکز نکنید چون شاید آنها جواب ندهند و شما را نا امید کنند.فقط به اهداف بلند مدت فکر کنید این باعث می شود که اگر اهداف کوتاه مدت جواب نداد تاکتیک و تکنیک های متفاوت را امتحان کنید.

هفت دلیل شکست احتمالی شما در تبدیل شدن به بهترین در جهان.
۱.وقت نداشته باشید(کار را ول کنید)
۲.پولتان ته بکشد (کار را ول کنبد)
۳.بترسید(کا را ول کنید)
۴.در مورد آن زیاد جدی نباشید(کا را را ول کنید)
۵.علاقه و اشتیاق خود را برای کار از دست بدهید و آن را ول کنید
۶.به جای تمرکز بر اهداف بلند مدت به بر اهداف کوتاه مدت تمرکز کنید(زمانی که کوتاه مدت سخت شد آن را ول کنبد)
۷.اتخاب غلط تجارتی که می خواهید در آن در جهان بهترین باشید (چون استعداد آن را ندارید و آن را ول کنید)
یعنی به خود بگویید که چون استعداد ندارم پس انجام این کار اشتباه است در حالی که همه بزرگان کسب و کار معتقد هستن که شما می توانید با تکرار و تمرین و پشت کار بر استعداد و هوش غلبه کنید.
نکات مهم .بازار و جهانی را انتخاب کنید که در آن بتوانید پیام خود را به گوش دیگران برسانید و یا پیام متفاوتی را انتخاب کنید که شنیده شود.
هر زمان احساس کردید که در کار خود معمولی هستید یا آن را ول کنید یا در آن بهترین باشید زیار معمولی بودن یعنی بازنده بودن و فقط در حد نفس کشیدن زنده بودن و فراموش شدن
• و قبل از ول کردن از خودتان بپرسید که آیا
۱.ایا من وحشت کرده ام و می خواهم کارم را ول کنم و یا فقط الان در شیب قرار دارم و این وحشت از شیب است که برایش آماده نبوده ام .و حالا باید کمی صبر کنم تا راه حل مناسب عبور از شیب را پیدا کنم درست مانند یک صخره نوردی که شیب را بررسی می کند و کمی صبر می کنند تا میخ خود را در جای مناسبی فرو کند و طناب خود را محکم کند و یک پرش و یا یک قدم جدید بردارد و با سختی و مشقت از شیب تند عبور می کند و گاهی هم سقوط می کنند و چند ده متر پایین می رود اما دوباره باید از شیب بالا برود چون این همان مسیر است .فقط باید فکر کند تا ببیند از چه روش ها یی می تواند استفاده کنند.و در کدام شکاف میخ خود را فرو کند.پس اول اجازه بدهید که وحشت شما کاسته شود بعد تصمیم بگیرید و فکر کنید .آیا وحشت واقعی است یا فقط شما در برابر خود یک شیل دیده آید. اگر دیگران از شیب گذرکرده اند شما هم می توانید.
۲‌. می خواهم روی چه کسی اثر بگذارم .
اگر به ول کردن فکر می کنید احتمالا به این دلیل است که در تلاشتان برای تاثیر گذاری موفق نشده آید اگر اصلا موفق نشده آید احتمالا باید ول کنید اما اگر تاثیر بوده می توانید به ادامه آن فکر کنید.
۳. چه پیشرفت سنجش پذیری داشته ام؟

اگر پیشرفت هایی دارید که قابل سنجیدن و اندازه گیری است می توان به مسیر ادامه داد .اگر تجارت کوچکی دارید که عده ای آن را میشناسند و مشتری خود را دارید و دیگران را به شما ارجاع می دهند پس ادامه دهید .پشت کار شما و حضور بازار به خودی خود تلاش شما را توجیه می کند .اگر بر خلاف این است آن را رها کنید.
حالا یک کاغذ بردارید . به اهداف خود فکر کنید .قرار است به کجا و به چه چیزی برسید.اگر جهانی که انتخاب کرده اید تا در آن بهترین باشید جهان درستی است و شما می توانید حرف جدید و تازه ای در آن داشته باشید و منابع لازم را دارید (توانایی.سواد،اطلاعات و غیره) همین حالا شروع کنید و شیب های آن را پیش بینی کنید .فکر کنید که چه اتفاقی باعث می شود آن را ها کنید .و چرا .چه اتفاقاتی حس ناامیدی و یا ناتوانی در شما ایجاد می کند.حالا برای آن برنامه ریزی ی کنید و خود را آماده کنید و شروع کنید منابع لازم،مهارت های لازم برای عبور از شیب را فراهم کنید.حتی به چیز هایی که به شما امید می دهند و یا حتی افرادی که شما را تشویق می کنند و یا حتی فرد یا گروهی که می تواند از آنها کمک و یا مشاوره گرفت و یا حتی منابع و راه هایی که می شود پول تهیه کرد و یا روش های یادگیری مدیرت زمان و انرژی. همه این ها می توانند برای شما شیبی باشد که اجازه ندهد ازآن عبور کنید .چون رقبای شما قبلا این مسیر را رفته اند و استاندار های سخت و شرایط سختی را ایجاد کرده اند که تا شما از آن عبور نکنید. پس مانند یک دارکوب بگردید و درخت مناسب را انتخاب کنید و آنقدر به آن نوک بزنید تا موفق شوید.نه اینکه به ده ها درخت فقط چند ضربه بزنید.همین حالا نمودار شیب کار خود را مشخص کنید. و با توجه به تندی شیب تجهیزات خود را تهیه کنید.
برگرفته از کتاب شیب. نویسنده .سد گودین


حالا به عنوان یک مدرس همین الان شروع کنید به فکر کردن و شیب کار خود را پیدا کنید.و ببینید شما نیاز به چه مهارت هایی دارید تا بهترین باشید .آیا فقط داشتن یک دانش در یک زمینه خاص کافی است؟ ايا
به عنوان یک مدرس نیاز است که ما شخصیت شناسی بدانیم؟
با بازی سازی آشنا بشویم؟
در مورد روانشناسی رفتاری بدانیم؟
و مهارت هاي ديگر؟


 

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *