آذر ۱۶, ۱۳۹۸

ایمیل: info@SaharArjmand.com
sale no mobarak
 

تفاوت نیم کره راست و چپ

اگر شما یک معلم هستید برای اینکه آموزش بهتر و موثرترین داشته باشید،دانستن در مورد تفاوت های دو نیم کره می تواند به درک بهتر ما از مخاطب کمک کند.در این مقاله در مورد این تفاوت ها صحبت می کنیم و در مقاله های بعدی در مورد یادگیری و آموزش دادن با توجه به آیت تفاوت ها صحبت خواهیم کرد.

 

در گذشته این باور وجود داشت که نیم کره چپ استدلالی،تحلیلی و منطقی است و نیم کره چپ راست گنگ و غیر خطی و عزیزی و به هر دلیلی که به وجود آمده دیگر نیاز خاصی به آن نداریم و چون نیم کره چپ مرکز تکلم را کنترل می کند و زبان در آن قسمت قرار دارد و این همان چیزی است که ما را از دیگرموجودات جدا می کند و ما را انسان می کند پس بسیار مهم است.تا همین اواخر است دو منطقه مغز را جدا می دانستند و طبق تئوری های قدیم سمت چپ سرنوشت ساز و اصلی و سمت راست فرعی بود.
بعدها راجر دبلو استاد دانشگاه کالیفرنیا تاک بعد از بررسی بیمارانی که دچار حمله صرع می شدند و لازم بود جسم پینه ای مغزآنها را(کلاف ضخیمی از ۳۰۰ میلیون تار عصبی که دو نیم کره معز را به هم مرتبط می کند )خارج کنند، کشف کرد که نظر رسمی در مورد دو نیم کره غلط است.بلکه مغز ما به دو نیمه تقسیم شده اما مشخص شد که نیم کره راست که فکر می کردن فرعی است و حتی هوشیار نیست در واقع در مورد انجام دادن انواع مخفی از فعالیت های ذهنی عضو برتر مغز است.به عبارت دیگر راست تابع چپ نیست فقط با آن متفاوت است.
او می گوید به نظر دو نوع شیوه فکر کردن وجود دارد که به صورت نسبتا متفاوتی با نیم کره راست وچپ به نمایش در می آیند .
نیم کره چپ ترتیبی می اندیشد و در تحلیل عالی است و به واژه ها می پردازد و نیم کره راست کل گرایانه می اندیشد ،الگو ها را تشخیص می دهد و احساسات غیر راکلامی  تفسیر می کند .این تحقیق جایزه نوبل را برای او به ارمغان آورد.
اما بعد از آن طرفدارن افراطی زیادی در مورد این نظریه به وجود آمدند. دو نظریه افراطی وجود داشت.
۱.عده ای که مغز راست را منجی می دانستند و سوار بر مرکب شواهد علمی مربوط به نیم کره راست آن را گنجینه همه ی چیز های خوب ،منصفانه و اصیل در زندگی بشر می دانستند. در طی سالیان ، دوره گردهای تئوری منجی تلاش کرده اند که ما را در مورد فضیلت های پخت وپز راست مغز،رژیم غذایی،سرمایه گذاری،حسابداری ،دویدن،عشقبازی،و بسیاری محصولات و کتاب های مختلف بر اساس تئوری های خود حسابی تاخت و تاز کنند. این فوران یاوهای بی پایه جنبش عصر جدید اغلب باعث کاهش و نه افزایش فهم عمومی در مورد نگرش منحصر به فرد نیمکره راست شده اند.
۲.گرایش دوم نیز تا حدودی در واکنش به موجی از حرف های پوچ که در درباره راست می گویند شکل گرفت.که اعتقاد دارند مغز راست یک منجی نیست بلکه کار شکن است.

آنهامعتقد هستند که توجه بیش از حد به ظاهرهنری و توخالی ،احساسات عاطفی ما را به بلاهت می رساند و زندگی را مختل می کند .تاکید بر تفکر راست پیشرفت های ما را در زمینه اقتصادی و اجتماعی که با کاربرد منطق در زندگی کسب کرده آیم را به خطر می اندازد و آنچه که که ما را از موجودات دیگر متمایز می کند قدرت استدلال و تحلیل است.اگر چه وجود مغزراست حقیق است اما همچنان فرودست است.
اما حالا تفکر واقعی در مورد مغز چیست؟
حقیقت این است که دو نیم کره ما مثل کلید خاموش و روشن نیست کار نمی کنند که به محض اینکه یکی روشن شود دیگری خاموش شود بلکه دو نیم کره در هدایت فعالیت های ما ،درک جهان ،واکنش ها به رویدادها،رویکرد های بسیار متفاوتی دارند. با بیش از سه دهه تحقیقات بر روی نیم کره های مغز می توان یافته ها را در چهار گروه اساسی خلاصه کرد.
۱.نیم کره چپ سمت راست بدن را کنترل می کند ؛نیم کره راست سمت سمت چپ بدن را کنترل می کند.
۲.نیم کره چپ ترتیبی کار میکند؛نیم کره راست همزمان کار می کند.
یعنی نیم کره چپ در تشخیص رویدادهای زنجیره ای (رویدادهایی که عناصر پی در پی رخ می دهد) و کنترل رشته ای از رفتارها خوب است. نیم کره چپ در کنترل رفتار های زنجیره ای مانند فعالیت های زبانی ،مثل حرف زدن ،فهمیدن گفتار دیگران،خواندن و نوشتن است.
در مقابل نیم کره راست توانایی تفسیر چیزها به صورت همزمان را دارد و در دیدن یکباره چیزها متخصص است.در دیدن قسمت های شکلی هندسی و درک کردن شکل آن و با دیدن همه عناصر یک وضعیت و فهمیدن معنای آن،تبحر دارد .مانند دیدن و تفسیر چهره .
پس به طور خلاصه سمت چپ هزار واژه است و راست تصویر است.
۳.نیم کره چپ در متن تخصص دارد و نیم کره راست در زمینه.
منطور این است که نیم کره چپ به آن چه گفته شده می پردازد و نیم کره رایت به چگونگی آن چیز که گفته شده تمرکز دارد یعنی بر ایما و اشاره های عیر کلامی و اعلی احساساتی ِ رسانده شده از طریق نگاه و حالت چهره و آهنگ صدا.نیموکره راست عامل توانید درک کردن استعاره است .برای مثال اگر بگویید (مریم قلبی به اندازه دریای خزر دارد ) نیم کره چپ به سرعت ارزیابی میکند که مریم کیست ،قلب چیست،و دریای خزر کجاست و حالا اندازه قلب را با دریای خزر مقایسه میکند که آیا یک دریا در یک قلب جا می گیرد یا نه .در حقیقت همه چیز را از روی منطق بررسی و استدلال میکند .اما نیم کره راست می گوید منظور این است که مریم فردی است قلب عجیب و غریبی ندارد بلکه او فردی بلند نظر و مهربان است.
۴. نیم کره چپ جزییات را تحلیل میکند و نیم کره راست تصویر کلی را از راه ترکیب می سازی. منظور از ترکیب کردن این است که عناصر مجزا را در کنار هم قرار میدهد و درک کلی از آن دارد. یعنی اینکه چپ بر طبقه بندی تمرکز دارد و راست بر روابط .چپ می تواند به جزییات پی ببرد و راست می تواند تصویر کلی را ببیند.


به طور خلاصه اینکه هر دو سمت با هم کار می کنند اما تخصص های مختلفی دارند.نیم کره چپ منطق ،توالی،لغوی بودن و تحلیل را بر عهده دارد و نیم کره راست از ترکیب،حالات عاطفی ،زمینه و تصویر کلی مراقبت میکند.نیم کره چپ می داند که چگونه از عهده منطق بر آید و نیم کره راست درباره دنیا می داند.این دو را کنار هم بگذارید تا ماشین متفکر و قدرتمند به دست آید.   اگر یکی از آن دو را به تنهایی به کار گیرید و نتیجه می تواند عجیب و عجیب باشد و بی معنی.

به همین دلیل ما یک تفکر چپ-هادی داریم و یک تفکر راست-هادی.در مقاله های بعدی در مورد شغل ها و مهارت هایی صحبت خواهیم کرد بر اساس این دو نیم کره است


این مطالب بر گرفته از کتاب ذهن نو است به نویسندگی دنیل پینک

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. پویا

    این نظر این حقیر و خواهش میکنم نمایش بدید تا شاید کاری برای اونایی که خیلی با مقوله ی ترس واضطراب یا نا آرامی های درونی روبه رو میشوند کرده باشم از من حقیر به شما بزرگواران نصیحت که نیمکره ی سمت چپ مغزتون و روش بیشتر کار کنید نیمکره ی سمت چپ مغز یکی دیگه از کارایی که برای آدم انجام میده اینه که آرامش درونی به آدم میده و این آرامش درونی آدمو به اوج شجاعت میرسونه

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *